عصیانگری در مدیریت

هر تغییر اساسی در رفتارها، نظام‌ها و فرآیندهای مدیریتی، که در نتیجه تلاش برای مواجهه با چالش‌های مدیریتی متفاوت از چالش‌های متداول مدیریت مدرن صورت پذیرد، به نوعی طغیان علیه مدیریت رایج است. اگر اعمال سرزده از مدیران در یک سازمان تغییر کند، اگر فرآیند اشتراک دانش در یک سازمان متحول شود، اگر نظام مدیریت عملکرد در یک سازمان دگرگون گردد، چنانچه ساختار یک سازمان و روابط اعضای آن باز تعریف شود و همه این تغییرات در راستای اهدافی فراتر و والاتر از نتایج تعریف شده در چهارچوب مدیریت مدرن باشد، مجموعه این رفتارها و سیستم‌ها را عصیانگری در مدیریت می‌دانیم.این کتاب مدل مدیریتی منحصر به فرد شرکت اچ سی ال را معرفی کرده است و نتایجی که این مدل برای سازمان داشته است بیان می کند.

بخش هایی از کتاب

«اول کارکنان، سپس مشتریان» مدیریت مورد قبول و متداول را واژگون کرد. این فلسفه مدیریتی تحسین و توجه متفکرین پیشرو مدیریت و مدیران عاملی همچون تام پیترز، گری همل، تونی هسیه، جودی مک گراث و ویکتور فونگ را برانگیخت. گروه های رسانه‌ای مختلف در سراسر جهان آن را پوشش داده‌اند و بیش از ۵۰ کارگاه با عنوان «اول کارکنان، سپس مشتریان» برای مشتریان و شرکای سازمان در آمریکا، اروپا و مناطق مختلف برگزار شده است.

تغییر و تحول در سازمان به مانند سفری جذاب و بدون نقشه می‌باشد. مسیرهای اشتباه، نتایج غیر منتظره و لحظاتی که با بیم و امید همراه است. همه افراد با مقصد موافق نیستند. حداقل در شروع خیلی کم هستند افرادی که می‌دانند چگونه به مقصد برسند ممکن است در این سفر مرتکب اشتباه هم بشویم ولی برای رسیدن به هدف به جای توقف در یک نقطه باید یافته‌هایمان را مرور کنیم.

هر دگرگونی به نوآوری نیاز دارد. این که چه کاری رامی خواهی انجام دهی و چگونه قصد انجام این کار را داری هر دو به یک اندازه اهمیت دارد. سازمان‌ها اغلب بر استراتژی کاری خود به محصولات جدید، طرح‌های جدید، بازار جدید تمرکز می‌کنند و توجه کمی بر چگونگی هدایت کسب و کار و تیم‌های سازمان دارند. تجربه ما با تفاوت در چگونگی انجام کارها بزرگ‌ترین فرصت را ایجاد کرد تا دگرگونی و تغییر را هدایت کنیم و به رشد شرکت شتاب دهیم.