شگردهاى متقاعدسازى ٣۵

پیام غیرمنتظره!
سال‌ها پیش و زمانی که برای خرید کامپیوتر به یک مجتمع تجاری مراجعه کرده بودم، بعد از پرسه زدن در چند فروشگاه و گفتگو با چند فروشنده، وارد فروشگاه دیگرى شدم و پس از حدود ده دقیقه، با لپتاپی از آن خارج شدم.

قیمت کالاهای این فروشگاه به هیچ وجه پایین‌تر از قیمت محصولات در فروشگاه‌های دیگر نبود و نسبت به برخی فروشگاه‌های دیگر حتی کمی بیشتر بود! چه چیز باعث شد که در میان تعداد قابل‌توجهی گزینه، آن را انتخاب کنم؟
همه فروشندگان تلاش می‌کردند تا به من بفروشند و معتقد بودند کالای آن‌ها بهترین است و آنچه موجود دارند به کار من می‌آید و در برابر تمام سوالات من فقط از تک‌تک اجناس خود تعریف و تمجید می‌کردند. اما فروشنده آخر، پس از طرح چند سوال کوتاه، در پاسخ به سوال من در خصوص یک مدل از انواع لپتاپ که در فروشگاه وی موجود بود این‌گونه پاسخ داد که: با توجه به نوع استفاده شما، من خرید این لپتاپ را به شما پیشنهاد نمی‌کنم، چرا که به کار شما نمی‌آید. من انتظار نداشتم که یک فروشنده در مورد کالای خود تبلیغ منفی بکند؛ نتیجه گرفتم که این فرد منافع من را در نظر می‌گیرد و صرفا در پی فروختن به من از هر طریقی نیست. همین امر باعث شد تا اعتماد من جلب شود و مدل دیگری از لپتاپ را از آن فروشگاه خریداری کنم.
آنجا که همه می‌گویند: ما بهترین هستیم، حتما از ما خرید کن، همه کالاهای ما برای شما مناسب است!
یک نفر پیام غیرمنتظره‌ای صادر می‌کند و می‌گوید: کالای من را نخر!
و این به شدت متقاعدکننده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *