ثروت بهتر است یا ثروتمند شدن؟

ثروت بهتر است یا ثروتمند شدن؟

این فرض را درنظر بگیرید: پول اثر فوق العاده زیادی بر زندگی شما خواهد گذاشت و به دست آوردن یا از دست دادن پول، نگرش زندگی شما را بطور چشمگیری تغییر خواهد داد. با پذیرفتن این فرض، حتما موافقید که هر فردی می بایست درک عمیقی از ثروت و جذابیت های آن داشته باشد.

با این حال واقعیت این است که شاید در هر ده نفر تنها یک نفر چنین درکی دارد. تحقیقی نشان می دهد که از هر صد نفر نود و پنج نفر آن چه به دست می آورند را می پذیرند و فقط آرزو می کنند که ای کاش بیش از آن به دست می آوردند. این آرزو در برخی مواقع تمام زندگی فرد را در بر می گیرد.

اهمیت ثروت

یکی از شایع ترین بدفهمی ها به اهمیت پول و ثروت مربوط می شود. دقت کنید و ببینید چند مرتبه تاکنون عبارت هایی شبیه عبارات زیر را در مکالمه مردم شنیده اید: “پول همه چیز نیست”، “پول مهم نیست”، “من به پول اهمیت نمی دهم”. شاید افرادی که این جملات را می گویند به پول اهمیت ندهند، اما سوپرمارکتی که از آن خرید می کنند به پول اهمیت می دهد، برای صاحب خانه، پول اجاره اهمیت دارد و مهدکودک نیز بدون پول کودک وی را ثبت نام نمی کند. در دنیای امروز و در زندگی های امروزی، تردیدی نیست که پول حائز اهمیت است و اهمیت آن نیز منحصر به فرد است؛ به این معنی که لزوماً اهمیت اش از چیزهای دیگر بیشتر نیست اما، در بسیاری از مواقع هیچ جایگزینی ندارد.

چه کسی مسئول است؟

حال که اهمیت پول را در زندگی درک کردیم، بهتر است که ببینیم ارتباط بین انسان و پول چگونه است. جای تردید نیست که پول مهم است، اما نه به عنوان فاکتوری که بر انسان غالب باشد، بلکه به عنوان پدیده ای که باید در خدمت انسان باشد. بسیاری از افراد این ارتباط را معکوس تعریف می کنند و در زندگی دچار مشکل می شوند. به باور یک روانشناس، حتی برخی افراد باهوش که به طبقات بالای اجتماع تعلق دارند نیز در تعریف ارتباطشان با پول دچار اشتباه می شوند و همین اشتباه منجر به تخریب بخش هایی از زندگی آن ها می شود. جمله معروفی است که معلمین کارآفرینی معمولا به افراد توصیه می کنند: “انسان ها را دوست داشته باش و از پول استفاده کن” اما بسیاری از افراد پول را دوست دارند و از انسان ها استفاده می کنند.

یکی از دیگر باورهای غلط مردم در ارتباط با پول این است که پول همیشه نتیجه شانس و اقبال است. بسیار می شنویم که به محض صحبت در مورد یک فرد موفق به لحاظ مالی، کسی می گوید: “فلانی خیلی خوش شانس است”. واقعیت این است که شانس در زندگی همه انسان ها نقش دارد، اما اگر تصور کنیم که همیشه شانس، عامل موفقیت یا عدم موفقیت مالی افراد است، ذهن ما به بیراهه رفته است. ثروت های موروثی و ثروت هایی که از روش های غیر اخلاقی یا غیر قانونی حاصل می شوند به کنار، در اکثر موارد زندگی، پول و ثروت نتیجه عملکرد خود افراد است. بسیاری از افرادی را که ما خوش شانس می دانیم، هوشمندی و عملگرایی داشته اند و توانسته اند از فرصت ها به خوبی استفاده کنند. بی جهت نیست که می گویند شانس به نفع انسان های هوشیار عمل می کند. همین افراد که به خوبی فرصت را درک می کنند، اگر فرصت طلبی و هوشمندی شان همراه با تلاش، پشتکار و استقامت نباشد، احتمال موفقیت مالی شان بسیار کم خواهد بود.

چرخه ارزش

دیگر مقوله حائز اهمیت در مورد پول این است که پول تا زمانی ارزشمند است که از آن استفاده شود. زمانی که از چرخه کار خارج گردد، همانند وسایلی که در انباری منزل نگهداری می شوند، کم ارزش می شود. یکی از نویسندگان توسعه فردی قصه ای را نقل می کرد که بیان آن خالی از لطف نیست. وی می گفت هنگامی که به خانه می آید، سکه های پول خرد داخل جیبش را داخل یک فنجان کوچک که روی کتابخانه منزلش قرار دارد می ریزد و هر روز آن را به یکی از سه فرزندش می دهد. بچه ها می دانند که در هر سه روز یک بار نوبت شان می شود و به همین دلیل هر کس فنجان را می گیرد پس از برداشتن پول های داخل اش، آن را باز می گرداند. اگر فنجان پر باشد به نفع هیچ یک از بچه ها نیست چرا که فنجان خالی می تواند از پول پر شود. به این طریق این فرد استفاده از پول را به کودکانش می آموزد و به آن ها یاد می دهد که ارزش پول در استفاده از آن، کار کردن با آن و قرار دادن آن در چرخه کاری است.

تصویرسازی از ثروت

اگر پول یک عنصر مهم و با ارزش در زندگی به شمار می رود، بد نیست یک تکنیک ذهنی را با یکدیگر مرور کنیم. تصور کنید که در جمعی از آشنایان خود نشسته اید. تصمیم می گیرید که در ارتباط با انگیزه خود برای ثروتمند شدن با دیگران در جمع صحبت کنید. تصور کنید که می خواهید به دیگران بگویید که قصد دارید ثروتمند شوید برای این که زندگی مورد علاقه خود را داشته باشید. حال فکر کنید که چه حسی خواهید داشت. اکثر مردم از تصور چنین شرایطی حس جالبی ندارند و دچار ناراحتی می شوند و ترجیح می دهند ماجرا را در ذهن خود به عقب بازگردانند و صحبت کردن درباره میل خود به ثروتمند شدن را منتفی کنند. حال این سوال مطرح است که پس چرا افراد ثروتمند از صحبت کردن پیرامون پول و ثروت احساس بدی ندارند؟

شاید پاسخ بدهید که به این دلیل آن ها احساس بدی از بحث درباره پول ندارند که آن ها پول دارند. اما جالب است بدانید که دقیقاً این رابطه معکوس است. این افراد پول دارند، به این دلیل که آن ها احساس بدی نسبت به پول یا صحبت کردن راجع به آن ندارند. یکی از دلایل ثروتمندی بسیاری از انسان های متمول این است که آن ها دارای موقعیت ذهنی هستند که به آن “ادراک ثروت” می گویند. سؤالی که مطرح می گردد این است که حال چگونه می توان این حالت ادراک ثروت را در ذهن ایجاد کرد. اولین نکته این است که باید تلاش کنیم و احساسات منفی یا باورهای غلط مرتبط با پول و ثروت را از ذهن خود پاک کنیم. این کار نیاز به تمرین تصور و تفکر دارد. زمان خواهد برد تا با تصور خود به عنوان فردی ثروتمند که از پول برای خلق ارزش استفاده می کند، بتوانیم به سمت “ادراک ثروت” پیش برویم. تمرین تصور و تفکر، پس از مدتی پول را از یک پدیده سخت و ناراحت کننده تبدیل به یک عامل مهم و با ارزش می سازد. یکی از متفکرین رشد فردی اذعان می کند که اولین مرحله از ثروتمند شدن، قابلیت احساس مثبت و راحتی از تصور ثروتمندی است. در این مسیر دو نکته دیگر نیز حائز اهمیت است. ابتدا این که نگرانی از ثروتمند نشدن کاملاً به ضرر این رویه عمل می کند. توصیه شده است که هیچگاه به جنبه منفی ماجرا در ذهن خود نپــردازیم و صرفاً تلاش کنیم در ذهن خود، احساس مثبت نسبت به ثروت ایجاد کنیم که طبیعتاً نیازمند تمرین مداوم است. دیگر این که اکثر انسان های ثروتمند، نسبت به نظرات و ایده های منفی و ناامید کننده دیگران کاملاً بی تفاوت هستند و برعکس همواره به ندای درون خود گوش می دهند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *