هزار باده ناخورده …

هزار باده ناخورده …

آیا چشم اندازی برای آینده خود دارید؟ آیا در این چشم انداز، انسانی ثروتمندید؟ یا فردی مشهور؟ یا کسی هستید که از زندگی خود رضایت دارد؟

تقریباً همه افراد چنین افکاری نسبت به آینده خود دارند. از طرف دیگر اما تقریباً همه زمان ها این افکار در حد رویاها و خیالپردازی هایی بیش نیستند. با این وجود اگر هر انسانی بتواند دو عنصر شفافیت و قاطعیت را به رویاهایش اضافه کند، رویاهایش به حقیقت تبدیل خواهند شد.

آگاهی و چشم انداز:

اکثریت مردم هرگز متوجه بیش از یک درصد کوچک از توانایی های خود نمی شوند و در نتیجه هرگز فراتر از فعالیت ها یا مشاغلی ضعیف که در حد همان یک درصد از توانایی هاست، نمی روند. این به این معناست که زندگی تبدیل به تقلایی در حد پایین یا حداکتر در حد متوسط می شود. نکته ای که در این میان نهفته است تفاوت وجود و عدم وجود آگاهی از داشته ها، مهارت ها و استعدادهاست. نخستین و شاید مهمترین گام در رشد فردی و تحقق چشم اندازهای انسان، کسب آگاهی است و همین آگاهی است که زمینه های بهبود و تقویت موقعیت انسان را فراهم می کند. در واقع آن چه انسان نیاز دارد این است که شرایط لازم برای آگاهی و بیداری خود را فراهم آورد. هیچگاه برای رویاپردازی و ترسیم چشم اندازهای فردی دیر نیست. چشم اندازهایی که روشنی بخش مسیر حرکت انسان در جاده موفقیت می شوند. شگفت انگیز خواهد بود اگر انسان ها قدرت چشم اندازهای فردی را در شکستن موانع زندگی درک کنند. با این حال تفاوت بزرگی بین خیالپردازان و عملگرایان وجود دارد. چرا که خیالپردازی تنها نقطه شروع موفقیت است و نه ابزار موفقیت. رویاها و چشم اندازهای ما فقط زمانی ارزشمند هستند که برای رسیدن به آن ها تلاش کنیم و همین تلاش است که تفاوت بین خیالپردازی های انسان و کسب دستاوردهای با ارزش در زندگی می باشد. تقریبا همه انسان های موفق شهادت داده اند که موفقیت آن ها با یک تصویر ذهنی از پیروزی و کسب دستاوردها آغاز شده که در نهایت نیز همان پیروزی ها و دستاوردها به دست آمده اند و یا اتفاقات خوشایند دیگری در مسیر حرکت آن ها پیش آمده است. اما آنچه مهم است این است که چشم اندازهای آن ها از نوع جاه طلبی ها و آرزوهای بی اساس و مبهم نبوده، بلکه جدی ترین خواسته های آنان بوده که تا حد ممکن تعریف شده و شفاف بوده است. از طرفی نوع آرزوهای افراد نیز مهم است. کافی است به زندگی بزرگترین نویسندگان، هنرمندان، ورزشکاران و دانشمندان تاریخ نظری بیاندازید و گفتار آن ها را بررسی کنید. درخواهید یافت که چشم انداز آن ها تنها کسب شهرت نبوده است، بلکه قسمت عمده ای از خواسته های آن ها مشتمل بر کشف استعدادها و بروز توانایی های شان در مسیر موفقیت بوده است که اتفاقا همین دو نکته یعنی شناخت قابلیت های خود و استفاده از آن ها به عنوان هسته اصلی برنامه ریزی موفقیت برای آن ها مطرح بوده است.

نقطه آغاز:

تنها یک نفر در سراسر جهان وجود دارد که قادر است شما را در مسیر موفقیت قرار بدهد. آن شخص خود شما می باشید. اما قبل از اینکه دقیقاً بدانید که چه چیزهایی را باید به عنوان اهداف اصلی خود در نظر بگیرید و برای رسیدن به آن ها برنامه ریزی کنید، باید خودتان را ارزیابی کند. به عمیق ترین وجوه گذشته و حال خود بیاندیشید، اعماق روان خود را تحلیل کنید و سپس تصمیم بگیرید که چه چیزی را واقعاً از زندگی می خواهید و برای تحقق خواسته ها و چشم اندازهای خود چه منابع و امکاناتی نیاز دارید. در انجام این کار شاید نیازمند کمک گرفتن از دیگران و یا استفاده از مشورت افراد خبره و متخصص باشد که حتما می تواند مثمر ثمر باشد.

چند نکته:

فراموش نکنید که در مسیر شناخت خود و آینده خود، شما باید معقول و منطقی باشید. این درست است که چشم اندازهای آینده ما انسان ها بهتر است کمی رویایی باشد و رسیدن به آن ها مستلزم تلاش بسیار و چالش های بسیار باشد، اما نهایتاً شدنی بودن این رویاها حائز اهمیت است. به ویژه زمانی که چشم انداز خود را تبدیل به اهدافی می کنیم که قرار است برای رسیدن به آن اهداف برنامه ریزی کنیم. در این حالت در نظر گرفتن یک نکته خیلی مهم است و آن این که آیا منابع لازم برای رسیدن به اهداف را در اختیار داریم و اگر نداریم امکان کسب آن منابع در مسیر برای ما فراهم می گردد یا خیر. دیگر نکته مهم این که هر انسانی می بایست چشم اندازها و اهداف خودش را داشته باشد و هرگز نباید دیگران را تشویق کرد تا خواسته هایشان را شبیه خواسته های دیگران سازند. شاید کسی دوست داشته باشد یک ستاره شناس ماهر، یک موسیقی دان برجسته، یک نویسنده بزرگ، یک ورزشکار قهرمان و یا یک مدیر موفق شود. مهم این است که امکان آزادی انتخاب برای فرد می بایست فراهم باشد. اما مقوله بسیار مهم دیگر این است که یکی از بزرگترین اشتباهات افراد این است که در بررسی و شناخت خود و در ترسیم چشم اندازها و اهداف خود تعجیل می کنند. چگونه ممکن است تصمیمات و برنامه های ۱۰ سال آینده زندگی خود را در یک ساعت، یک روز و یا یک هفته ترسیم کنیم؟ تعجیل در برنامه ریزی موجب بی اثر شدن برنامه های حاصله می شود. بهتر است که اجازه بدهیم زمان بگذرد و در بستر زمان به خود و آینده خود بیاندیشیم و به تدریج سعی کنیم ابعاد مختلف خواسته های خود را کشف کنیم. بسیاری از ما همین حالا می دانیم که چه چیزهایی را می خواهیم و چه چیزهایی را نمی خواهیم، اما ارزیابی دقیق از خود منجر به این می شود که جنبه های دقیق تری از نقاط ضعف و قوت خود را بشناسیم. جنبه هایی که تأثیرات بزرگی بر موفقیت و یا عدم موفقیت ما در آینده خواهند داشت. راهی طولانی در پیش است؛ همین امروز شروع کنید. زمان، انرژی و اشتیاق خود را از همین حالا صرف شناخت خود و کشف آینده مطلوب خود سازید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *