قانون پلاتینیوم

قانون پلاتینیوم

تمایل به تطبیق رفتار و توانایی آن، ظرفیت های انسان را برای برقراری ارتباط و حفظ ارتباطات با سایر انسان ها فراهم می کند. مفهوم سازگاری آنگونه که دکتر مایکل اوکانر و همکارش در کتاب “قانون پلاتینیوم” معرفی می کنند، یک فرآیند دو بخشی است. این مفهوم شامل انعطاف پذیری و توانایی می باشد.

انعطاف پذیری در واقع تمایل به سازگاری است و به نوعی می توان گفت متشکل از نگرش ما نسبت به سازگار شدن است. توانایی از طرف دیگر معرف ظرفیت و قابلیت تغییر است. انسان های سازگار همزمان انعطاف پذیرند و توانایی تغییر را نیز دارند. به زبان ساده تر می توان گفت که هم می خواهند تغییر کنند و هم می توانند. طبیعی است که میزان سازگاری ما در موقعیت های مختلف ممکن است متفاوت باشد. به عنوان مثال ما انسان ها در مواجهه با کسانی که آن ها را کمتر می شناسیم، سازگاری بیشتری داریم در مقایسه با شرایط عادی زندگی در خانه و یا در جمع دوستان. به علاوه این که تحقیقات علمی حاکی از آن است که انسان معمولا خود را سازگارتر از آنچه حقیقتا هست می پندارد. یک دلیل این امر آن است که قضاوت انسان نسبت به خودش در اکثر مواقع مبتنی بر خواسته ها و نیات وی است و نه رفتار و عمل وی. اما در واقعیت می دانیم که رفتار انسان همیشه متناسب با تصورات و نیات وی نمی باشد. یک دلیل دیگر برای شکاف بین سطح مطلوب سازگاری و سطح واقعی آن این است که سازگار بودن دشوار است. به همین دلیل شاید بد نباشد که ده ویژگی و خصیصه که ظرفیت انسان برای سازگای را کاهش می دهد، بشناسیم. حال گذری بر این ویژگی ها داشته باشیم.

انعطاف پذیری- نیمه اول سازگاری

انعطاف پذیری بالا از پنج خصیصه تشکیل می شود: اعتماد به نفس، بردباری، همحسی، مثبت بودن و احترام به دیگران.

اعتماد به نفس به معنی باور داشتن به خود و به توانایی ها و قضاوت های خود است. بردباری به نوعی پذیرفتن عقاید و رفتارهای متفاوت است. انسان های بردبار به راحتی می توانند با دیگران باشند و در محیط های متنوع زندگی و یا کار کنند. همحسی، توان انسان در احساس آنچه دیگری احساس می کند تعریف می شود.  البته واژه سمپاتی یا همدردی نیز وجود دارد که البته کمی تفاوت معنایی بین این دو واژه وجود دارد. همدردی در اصل به رسمیت شناختن احساسات دیگری است، اما همحسی شریک شدن در احساسات فرد مقابل و به نوعی یکدل شدن با وی است. به قولی می توان گفت سمپاتی از عقل بر می آید اما همحسی برخواسته از قلب است. ویژگی چهارم مثبت بودن است. کتاب قدرت تفکر مثبت نوشته دکتر نورمن وینسنت پیل که چهل سال پیش به رشته تحریر درآمده بوده، همچنان با استقبال خیلی از مردم مواجه می شود. علت این است که این کتاب به این واقعیت جهان شمول می پردازد که تفکر و نگرش مثبت منجر به اتفاقات مثبت در زندگی می شود. اما ویژگی پنجم انعطاف پذیری، احترام به دیگران است. احترام به دیگران شامل تمایل به درک و به رسمیت شناختن باورها، رفتارها و نیازهای آنان است.

اگر انعطاف پذیری ریشه در این پنج خصیصه دارد، چه عواملی منجر به کاهش انعطاف پذیری و در نتیجه سازگاری ما می شود؟ پنج حالت زیر را در نظر بگیرید. اگر این حالت ها را در خود احساس می کنید، بدانید که نیاز به حذف آن ها دارید تا بتوانید انعطاف پذیر و در نتیجه سازگار باشید.

سر سختی: این روش من است؛ من همینم که هستم، …

رقابت با دیگران: من بهترم، من باید قوی تر باشم، …

نا رضایتی: هیچ چیز خوب نیست، چرا نباید ….

دست نیافتنی بودن: وقت من را نگیرید مگر این که برای من ارزشی داشته باشد، اگر با من موافقید می توانیم صحبت کنیم، ….

عدم تحمل ابهام: همین حالا باید این مسئله را روشن کنیم، همین الان باید مشخص و شفاف شود،…

توانایی- نیمه دوم سازگاری

همانند انعطاف پذیری، توانایی سازگارشدن نیز ریشه در پنج ویژگی دارد: جان سختی، داشتن چشم انداز، دقت و توجه، کفایت، خودسازی و خود اصلاحی.

جان سختی توانایی غلبه بر دشواری ها و بازگشتن از شکست ها و مقاومت در برابر چالش ها، موانع و محدودیت هاست (برای مطالعه بیشتر به مطلب جان سخت در شماره گذشته رجوع کنید).  چشم انداز یا همان تصور آینده مطلوب نیز که بارها راجع به آن صحبت شده در اصل قدرت تصویرسازی و تجسم آینده است. خصیصه بعدی دقت و توجه است که شامل آگاه بودن از محیط اطراف و تغییرات و پویایی های آن و انسان های درون آن می باشد. کسی که دقت و توجه بالایی دارد متوجه می شود که به عنوان مثال الان زمان مناسب برای انجام یک کار نیست و یا مثلاً درک می کند که مخاطب از سخنان وی خسته شده است. توجه و دقت به نوعی پرداختن به چیزهایی فراتر از صرفاً نیازهای خود است. درک زمان و مکان مناسب انجام یک رفتار نیز ریشه در توجه و دقت فرد دارد. کفایت اما ویژگی چهارم از توانایی سازگاری را تشکیل می دهد. کفایت از یک تخصص و یا مهارت آغاز می شود و با نگرشی مبتنی بر توانایی انجام کار همراه می شود. فرد با کفایت می تواند با استفاده از نگرش و مهارت های خود مسائل را حل کند، اما اگر نتوانست، حتما تلاش می کند و از همه امکانات و حتی از دیگران برای رفع مشکل استفاده می کند. پنجمین خصیصه، خود سازی است. معنای خودسازی این است که وقتی انسان رفتاری بروز می دهد و یا فعالیتی را انجام می دهد، در جستجوی بازخور گرفتن و شناسایی نقاط ضعف خود و جبران آن هاست. خودسازی توان انسان برای یادگیری و اصلاح خود است.

حال باید دید کدام خصیصه ها هستند که توانایی انسان را برای سازگاری کاهش می دهند.

ذهنی بودن: به نظر من این گونه می رسد، …

کند بودن و بی حسی: ایده خوبی نیست، به نظرم جالب نیست،…

مقاومت: این چیزی بوده که همیشه بوده، من همیشه همین روش را داشته ام،…

تک بعدی بودن: هدف من این است و هیچ چیز دیگری مهم نیست،…

ریسک پذیری غیرمنطقی: من این کار را خواهم کرد، هر کس می خواهد با من باشد، …

توسعه ظرفیت های سازگاری انسان ریشه در درک تفاوت های انسان هاست. تفاوت دیدگاه ها، تفاوت رفتارها، تفاوت نیازها و تفاوت در اولویت ها. سازگاری به معنی تنظیم خود با دیگران نیست، بلکه قابلیت توجه همزمان به خود و به دیگران است. قابلیتی که بنا بر قانون پلاتینیوم منجر به رفتارها و روابط برنده – برنده میان انسان ها می گردد. انسان امروز بیش از هر زمانی به سازگاری نیازمند است. دنیای امروز دنیای تغییرات سریع و پرتلاطم است، دنیای کوتاه شدن چرخه عمر فناوری هاست، دنیای جهانی شدن است، دنیای شکاف شدید بین نسل هاست و عدم سازگاری برای انسان نهایتاً نتیجه ای جز انزوا به همراه نخواهد داشت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *