هیلاری کلینتون یا دانلد ترامپ

هیلاری کلینتون یا دانلد ترامپ
کدامیک متقاعدکننده‌تر است؟

در فاصله دوازده روز مانده به انتخابات ایالات متحده آمریکا، حدس و گمان و تحلیل و پیش‌بینی در این خصوص به اوج خود رسیده که طبیعی به نظر می‌رسد. علاوه بر تفسیرهای سیاسی و تلاش‌های نامزدهای دو حزب جمهوری‌خواه و دموکرات و آنچه میان کانون‌های قدرت و اثرگذاری در جریان است، نسبت میان دو شخص کاندیدا و مردم کشور آمریکا از دیدگاه متقاعدکنندگی کمپین‌ها می‌تواند در جای خود جالب توجه باشد.
فرض کنید که بدون در نظر گرفتن خود دو نامزد و صحت و سقم ادعاها و رفتارها و تصمیمات، بناست به روش‌هاى تبلیغاتى و میزان اقناع‌کنندگی آن‌ها برای مردم توجه کنیم. درست مثل این که دقایقی خود محصول را در نظر نگیریم و به شیوه‌ها و تکنیک‌های بازاریابی آن بپردازیم. در حقیقت آنچه در این نوشتار می‌خوانید، تأیید یا رد هیچ یک از طرفین نیست.
١. روش ترامپ به عنوان یک فعال تجاری با پیشینه و ریشه اى در عالم کسب‌وکار، از ابتدا مبتنی بر خبرسازی بود. طرح موضوعات بحث‌برانگیز مانند مهاجران مکزیکی و متمرکز ماندن بر چنین مقولاتی اخبار پیرامون ترامپ را روز به روز بیشتر و بیشتر کرده است. ترامپ معتقد است که مسائل چالشی و مناقشه‌برانگیز می‌تواند خبر تولید کند و خبر می‌تواند برند تولید کند.
در طرف مقابل کلینتون بر یک یا دو موضوع خاص و یا گروه‌های خاص مخاطبین تمرکز نمی‌کند و تلاش دارد تا با گروه‌های متفاوت مردم اعم از زنان، دانشجویان، کودکان، بازنشستگان و … ارتباط برقرار کند. این رویکرد می‌تواند یک شمشیر دودم باشد و از یک لحاظ طیف بزرگتری از مردم را مستقیماً نشانه بگیرد و از یک منظر نتواند بر مسائل دقیق و مهمی متمرکز شود.
٢. شعار ترامپ:
Make America Great Again
شعار کلینتون:
Stronger Together
شعار ترامپ از منظر متقاعدکنندگی به طور فاحشی نسبت به شعار کلینتون برتری دارد. در این بعد از رقابت نیز فراموش نکنیم که باز هم کلینتون ابتدا با شعارهای مختلف وارد عرصه شد ولی ترامپ بر اصل تمرکز پایبند ماند.
شعار دانلد ترامپ نه تنها مجادله‌برانگیز است (با اشاره به مشکلات کنونی کشور آمریکا و ضعف‌های موجود و تحریک برخى نارضایتى ها)، بلکه حاوی یک قصه است. این شعار مشخص می‌کند که چه کسی قرار است از ریاست جمهوری وی منتفع شود (America)، چه نفعی قرار است پدید آید (Great). از طرفی اشاره به یک فعل دارد که بیانگر یک اقدام است (Make) و در نهایت این که به گذشته‌های مثبت نظر دارد (Again). کثیرى از مردم، باور به شکوه و عظمت گمشده اى در گذشته دارند که این شعار دقیقا دست بر این اعتقاد می‌گذارد.
این در حالی است که شعار کلینتون به نسبت انتزاعی است و یک شعار انتزاعی در برابر یک شعار محسوس نمی‌تواند چیرگى داشته باشد.
٣. ترامپ بیشتر احساسات مردم را نشانه می‌گیرد، اما کلینتون در مقابل معمولاً به سیاست‌ها و لیستی از برنامه‌ها اشاره می‌کند. تلاش ترامپ در راستای الهام‌بخش بودن و نفوذ در احساسات است. حال آنکه کلینتون گاه‌گاهی در مسیر احساسات حرکت می‌کند و پاره‌ای موارد بدل به شخصی روشنفکر و منطقی می‌شود. کافی است جزئیاتی که هیلاری کلینتون از برنامه‌هایش ارائه داده است را با کلیات دانلد ترامپ مقایسه کنیم تا تفاوت شیوه‌ها مشخص شود. نباید فراموش کرد که به قول درو وستن استاد روان‌شناسی دانشگاه ایمورى آمریکا، سنگفرش پیروزی در انتخابات، از جنس احساسات است.
۴. دانلد ترامپ به‌طور قابل‌ملاحظه اى ساده صحبت می‌کند. آنچه ترامپ می‌گوید اغلب کوتاه است و طورى بسته‌بندی شده که برای همگان قابل درک باشد. حال آنکه ادبیات کلینتون به مراتب سنگین‌تر است و حاوی واژه‌های ثقیل‌تری می‌باشد. بعضى اصطلاحات استفاده شده توسط کلینتون برای عموم مردم آمریکا هیچ تصویر یا ادراکی ایجاد نکرده است. زمانی که ترامپ با این جمله به انفجار سه بمب در نیویورک و نیوجرسی واکنش نشان داد: “اوضاع روز به روز بدتر می‌شود”، پاسخ کلینتون چنین جمله‌ای بود: “واکنش ترامپ دماگوژیک است”. شکی نیست که این گفتمان و واژه دماگوژیک برای بخش بزرگی از مردم آمریکا نامانوس است و احساسی برنمی‌انگیزد. هرچند برای گروه‌های خاص، مطبوعات، نویسندگان و پاره‌ای اقشار دیگر می‌تواند پرمعنی باشد.
در مجموع، کمپین دانلد ترامپ در مقابل مردم (و نه در مناظره‌ها) متقاعدکننده‌تر از کمپین و روش کلینتون در ارتباط با مردم به نظر می‌آید و مستقل از خود محصول، بازاریابی ترامپ قدرتمندتر است. شاید اگر ترامپ واجد تجربیات سیاسی بود، منش فردی متقاوتی داشت، دیدگاه‌هایش نسبت به بعضی موضوعات تند و افراطی نبود و البته چند اتفاق و رسوایی دامن او را نمی‌گرفت، می‌توانست با اتکا به رویکرد متقاعدکننده تبلیغات و کمپین خود، کلینتون را شکست دهد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *